عباس اقبال آشتيانى

100

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و منظور واحد و اين نكته‌اى بود كه درست خلاف آن در ميان لشكريان مدافع خوارزمشاه ديده مىشد . اثرات استيلاى مغول - استيلاى قوم وحشى مغول بر ممالك آباد اسلامى شرق از مهم‌ترين وقايع تاريخى اين ممالك است و بقدرى در سرنوشت سكنهء سرزمين‌هاى مزبور تأثير كرده كه شايد در تاريخ ايشان مخصوصا در تاريخ ايران نظيرى براى آن نتوان يافت چه صدماتى كه قوم ايرانى در استيلاى مغول ديده و لطماتى كه از اين ناحيه به تمدن و ادبيات ايرانى و آبادى بلاد و سعادت مردم وارد آمده از بزرگترين بلياتى است كه داستان جانسوز آن را مجملا در فصل‌هاى پيش ذكر كرديم . استيلاى قوم خونخوار تاتار كه در اندك مدتى بر قسمت عمدهء دنياى آن عصر يعنى از ژاپون تا آلمان تسلط يافتند و سراسر اين ناحيهء عظيم را ويران و مردم آن را مقتول يا بىخانمان كردند بقدرى بسرعت انجام گرفته و به اندازه‌اى سخت و بىرحمانه بوده كه بتعبير يكى از مورخين مشهور « 1 » به سانحه‌اى آسمانى شبيه‌تر است تا به واقعه‌اى تاريخى . شرحى كه مورّخين اسلامى از اين واقعهء عظيم نوشته و صدماتى كه مردم ماوراءالنهر و ايران و الجزيره و عراق و شام در اين پيشامد غير منتظره ديده‌اند بقدرى دلخراش و فوق‌العاده است كه اگر تقرير مورخين معاصر استيلاى مغول و كسانى كه در آن حوادث ناگوار شاهد عينى بوده‌اند نبود باور كردن آنها مشكل مىنمود . دسّون مورخ معروف كه بزرگترين و مشهورترين تاريخ مغول را تأليف كرده در اين باب مىگويد : « اگر اسناد عموم ملل عالم بر بىرحمى و خونخوارى مغول متفق‌الكلمه نبود پذيرفتن مطالبى كه مورخين شرقى در اين خصوص نوشته‌اند مشكل بود ولى شهادتى كه مورخين مغرب‌زمين از سفاكى مغول داده و شرحى كه در اين باب از ايشان نقل كرده‌اند كاملا با مسطورات تواريخ شرقى مطابقت دارد . » و ما براى توضيح اين نكته نوشتهء چند نفر از فضلائى را كه با مغول معاصر بوده‌اند ذيلا نقل مىكنيم : مورخ مشهور اسلام عز الدّين بن الاثير كه در ايام استيلاى مغول بر ممالك شرقى

--> ( 1 ) - دسّون D , Ohsson صاحب تاريخ معروف مغول .